قالب رضا

فولکس یا چی

دوست داشتم یه فولکس واگن زرد داشتم و باهاش کل دنیا رو می گشتم،هرجا میرسیدم دو روز تو خیابوناش گشت میزدم و با دونه دونه کافه های شهر خاطره می ساختم،با دودنه دونه آدمای شهر حرف میزدم،با دونه دونه کلمات زندگی می کردم و هروقت یکی ازم میپرسید چرا زرد؟میگفتم حتی خونِ توی رگهای منم زرده!

دوست داشتم مثلا اون دیوونه ی محلمون که کلی ماشین قدیمی داره یه حیاط پر از فولوکس قورباغه ای های رنگی رنگی داشتم و هروقت ازم میپرسیدم چرا فولوکس قورباغه ای؟داد میزدم کل جهانم دور بزنی نمیتونی یکی مث من پیدا کنی که فولوکس قورباغه ای دوست داشته باشه و باهاش یه دنیا خاطره ساخته باشه!

اگه یه روز تونستین عملیش کنین به منم بگین بیام :) مرسی ...
حتما؛)
میدونم که اون روز یه فولوکس جیگری خرخفنم برا من کنار گذاشتی 😂😋
زرده مال من بقیش مال تو😁💛
اون فولکس سبزه مال منه کی برش داشته :دی :)
:/
یاد سریال خانه سبز افتادم :)
خانمه کلی پول دستش بود اما دلش فولکس می خواست :)
:)
حالا از کجا میخوای بخری ؟
فعلا پولشو درارم
جاشو پیدا میکنم🙄
هه
حالاا من تو این مورد، بر عکس توام.
ای بابا
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
درباره من
خاطره ها گریه سازند
من دختری از جنس باد میدوم
مابین ثانیه ها و دقیقه ها
لبخند را رها نمیکنم
چون زندگیم را می سازد...
اما میسازم
فردایم را از جنس شادی
بهتر از قبل
زیبا تر از قبل...
Designed By Erfan Powered by Bayan