قالب رضا

دلم

دلم گرفته ای دوست

هوای گریه

با

من

چقدر با این آهنگ خاطره دارم:(


سربزنید
:)
دلت چرا گرفته اخه؟:)

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
در ِ این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت

خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
تنه ای بر در ِ این خانه ی تنها زد و رفت

دل ِ تنگش سر ِ گل چیدن ازین باغ نداشت
قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت

مرغ ِ دریا خبر از یک شب توفانی داشت
گشت و فریاد کشان بال به دریا زد و رفت

چه هوایی به سرش بود که با دست تهی
پشت ِ پا بر هوس دولت ِ دنیا زد و رفت

بس که اوضاع ِ جهان در هم و ناموزون دید
قلم ِ نسخ برین خط ِ چلیپا زد و رفت

دل ِ خورشیدی اش از ظلمت ما گشت ملول
چون شفق بال به بام شب یلدا زد و رفت

همنوای دل ِ من بود به هنگام ِقفس
ناله ای در غم ِ مرغان ِ هماوا زد و رفت.
:)))
حیفففففففففففففففففففف . . . >_<
حیف
میخوای بیام ، بریم پارک و سینما ، آب و هوات عوض شه تا دلت نگیره . . . ؟؟؟ ^-^
اخخخخ کاش میشد
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
درباره من
خاطره ها گریه سازند
من دختری از جنس باد میدوم
مابین ثانیه ها و دقیقه ها
لبخند را رها نمیکنم
چون زندگیم را می سازد...
اما میسازم
فردایم را از جنس شادی
بهتر از قبل
زیبا تر از قبل...
Designed By Erfan Powered by Bayan