غم زده را حاجت هیچ نیست...

خنده هایش بوی گذشته را میداد

دست های پینه بسته اش را به یاد می آورم

مژده ی گذشته را میداد

مژده ی سختی

سختی

سختی

سختی...

Üzülmedin mi kalbimi Çarpıp çıkarken?


Küçülmedin mi aşkla Verdiğin sözden cayarken?


ناراحت نشدی وقتی به قلبم ضربه می زدی و می رفتی ؟


کوچک و ذلیل نشدی وقتی زیر قولی زدی که با عشق داده بودی ؟


Nasıl bakıyorsun gözlerime Veda ederken


Ben çok üzüldüm


Sen üzülmedin mi?


چجوری به چشام خیره میشی وقتی داری خداحافظی می کنی؟


من خیلی ناراحت شدم


تو ناراحت نشدی؟



پنجشنبه ۱۰ اسفند ۹۶ , ۱۳:۳۲ ◈ ☼ ᶋᶏᶉῌád vᾐ ☺ ◈ ‌‌‌
:)
شعر کوچه و جوابشو خوندی؟
اره خیلی عالین👌
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
خاطره ها گریه سازند
من دختری از جنس باد میدوم
مابین ثانیه ها و دقیقه ها
لبخند را رها نمیکنم
چون زندگیم را می سازد...
اما میسازم
فردایم را از جنس شادی
بهتر از قبل
زیبا تر از قبل...
Designed By Erfan Powered by Bayan