هیچوقت کلیشهدوست نبودم، ولی دیدن شما در اون شب و در اون باران تنها کلیشهای که دوست دارم تا تموم شدن دنیا هر روز و هر روز اون رو تکرار کنم. دوباره روبروی حرمتون وایستم، دوباره وسط نماز بارون بگیره خیس شم، دوباره دم عیدی برم رو پشت بوم، تولد مادر،نزدیک عید،بشینم نزدیک آسمون، دست بزنم و رو به خیابونی که به حرمت میرسید زیر بارون، اشک شوق و شُکر بریزم. دلتنگم آقا. خیلی.
من که دلتنگی هم شبیه تو نیس ای دوست ولی یه نوشته به تمام کسانی که چند وقتی همراهم بودن و بعدش ادامه مسیر راهشون با من عوض شد ...
دوستان عزیزم سلام امیدوارم هر کجای این دنیا خاکی باشید همیشه در حال شادی و خوشی باشید چون رسالتی جز این نداریم ، همیشه در حال رشد و شکوفایی باشید و در آخر جوری زندگی کنید که حسرتی نداشته باشید واسه روز ها رفته ، حسرات و دلتنگی نداشته باشید واسه کسایی که بدون دلیل تنهاتون گذاشتن ، همیشه لب هاتون جوری خندون باشه که وقتی من شما رو میبنم تو قلبم قند اب کنن ... همشه شاد و خندان باشید ... بدرود
به امید روزی که صدای ماشینت رو دوباره از بقیه ماشینا تشخیص بدم وقتی از کوچه میپیچی:)
برای بابام
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است. اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
درباره من
خاطره ها گریه سازند من دختری از جنس باد میدوم مابین ثانیه ها و دقیقه ها لبخند را رها نمیکنم چون زندگیم را می سازد... اما میسازم فردایم را از جنس شادی بهتر از قبل زیبا تر از قبل...