قالب رضا

به وقت 19 تیر

فکر نمیکردم نشستن تو ماشینی که جون نداره کولر خودشو روشن نگه داره حتی زیر سایه انقدر سخت باشه،سایه بود ولی انگار جهنم بود...گوشی خواهرم وصل بود به ضبط ماشین و آهنگ حبیب هی تو گوشم چرخ میخورد:

دلم از دنیا گرفته...شب من مهتاب نداره...روز من بی تو عزیزم...حتی خورشیدم نداره

و هی ریپیت میکردیم و از قصد ده دوازده باری گوشش دادیم،سرمو تکیه داده بودم در ماشین و پنجره باز بود که هر از گاهی یه نسیم بی جونی میومد سمتم یکم خنکم میکرد و باز میرفت،منتظر بودیم،شخص مورد نظر که اومد دستی به اون دایره ی ضبط کشیدم و صدای حبیبو بلند کردم و همه باهم باهاش میخوندیم:دلم از دنیا گرفتهههه،شب من مهتاب ندارهههه

آبرنگ و راپیدم خراب شده بودن که رفتم برا خودم خریدمشون که خیلییی زیاد هم بابتش ذوق کردم جوری که بابام میگفت:

ای بابااااا برات طلا هم میگرفتیم انقد ذوق می کردی؟:/

من:معلومه که...نه

از بدشانسیمم بگم بهتون،میرفتیم فروشگاه مواد غذایی،پامو گذاشتم تو فروشگاه برقا قطع شد و سیستما از کار افتادن.......و بدتر از همه کولرا هم از کار افتادن:((

مجبور شدیم نیم ساعت منتظر بشینیم تا برق اضطراری وصل بشه و خریدامونو بکنیم و بریم...در کل روز پر خرجی بود



پ.ن:حس پسره تو این عکسو براتون آرزو میکنم:-)^_^

خیلیییی امسال هوا گرم شده:/
وای آره بی نهایت
نیم ساعت با اجازتون ساعت ۴ عصر رفتم جایی ، اومدم خونه دیدم ۴ کیلو کم کردم از بس گرمه
به نظر من گرمی هوا بخاطر دلاره :|
صد در صد واسه دلاره:/
زندگی هممون تو ایران همینجوریه :|
😥😥😥
کلاً خدا قوت میگم بابت گرما :)
خدا قوت همچنین😓
از بد شانسی شما نیست ، این روزا همه جا قطعی برق هست حداقل چند ساعت ! :(
:(((
هوا بس ناجوانمردانه گرم است ...
:)
بسیار:)
منم همین حسو برای تو آرزو دارم :))
ممنون عزیزم
👏
✌✌
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
درباره من
خاطره ها گریه سازند
من دختری از جنس باد میدوم
مابین ثانیه ها و دقیقه ها
لبخند را رها نمیکنم
چون زندگیم را می سازد...
اما میسازم
فردایم را از جنس شادی
بهتر از قبل
زیبا تر از قبل...
Designed By Erfan Powered by Bayan