قالب رضا

هوامو داریییی؟؟؟!!!


اینجا بود که حجم عظیمی از استرس بر من هجوم آورد و خودم و روحم و منِ شگفت انگیزم تو ذهنم داشتن تاب بازی میکردن...بابام قبول کرد ببره منو تبریز تا تست بازیگری بدم...خیلی مشتاق تر از منه ها ولی من میترسم برم گند بزنم و تا آخر عمرم حسرتشو بخورم:(

موضوع تست رو گفتن:فکر کنید دوربین یکی از عزیز ترین هاتون(پدر،مادر،برادر،همسر،عشق و..) هست و شما برا آخرین بار میبینیدش و دیگه بازگشتی در کار نیس...اینو اجرا کنید برامون:(

منم از صبح مث روح های سر گردان هرجا آینه میبینم محو آینه میشم و میزنم تو کار بغض و غم و ناراحتی و میرم تو نقش...یجوری زار میزنم که مامانم میگه شک دارم موضوع سر پدر مادر باشه:(

خلاصه ش اینکه کلی استرس گرفتم...کمکم کنیددد...دیالوگ بگید...وااای اگه قبول نشم هیچوقت خودمو نمیبخشم 

حالا یچیز دیگه ایم که هست و ذهنمو مشغول کرده اینه که:آخه من چجوری دوربینو بغل کنم:"((((

همینطور پوکر فیس بشین به دوربین نگاه کن .

اونام پوکر فیس بیرونم میکنن😓
ان شالله که قبولی:-)
ممنونم عزیزم
موفق باشی :)))
مرسییی
خواستن توانستن است 
منفی‌ منگر 
موفق باشی خانم بازیگر آینده😍
مرسی عزیزممممم😍😍😍
امیدوارم  موفق باشی غصه نخور  

با قدرت ادامه  بده!

حتی اگه قبول هم نشی  دنیا به اخر نمی رسه!! تلاش کن!!

دلت شاد!!!
وای مرسی حرفات خیلی امیدوار کننده بووود
دعا کن برااام:):
وای میخوای بازیگر بشی؟ 🙊😻
منفی فکر نکن میتونی 😊
انشالله موفق میشی، همین که طرفداری مامان و بابات رو داری موفق میشی‌انشالله...

اره😃
واای سعی میکنماااا ولی نمیشهههه
انشا الله
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
درباره من
خاطره ها گریه سازند
من دختری از جنس باد میدوم
مابین ثانیه ها و دقیقه ها
لبخند را رها نمیکنم
چون زندگیم را می سازد...
اما میسازم
فردایم را از جنس شادی
بهتر از قبل
زیبا تر از قبل...
Designed By Erfan Powered by Bayan